فیلم دیدن در سکوت و آرامش شب، از آن لذتهای سادهای است که خستگی کل روز را میشوید و میبرد. اصلا این یک قانون نانوشته است که فیلمها را باید در «شب» تماشا کرد؛ فرقی هم نمیکند که به دنبال یک فیلم اکشن هیجانانگیز باشید یا یک کمدی-درام معمولی، شب زمان اختصاصی شماست و حتی بدترین فیلمها هم میتوانند لذتبخش باشند. اما وقتی از بهترین فیلمها برای تماشا در شب صحبت میکنیم، دقیقا منظورمان چیست؟
در میان هزاران فیلم مختلف، انتخاب اثری که آخر شب سرگرمتان کند، کار چندان راحتی نیست. و از طرف دیگر، تقریبا هر فیلمی را میتوان «فیلم شب» توصیف کرد. برای این مقاله، به سراغ آثاری رفتهایم که حوصلهسربر نیستند و لازم هم نیست آنها را جدی بگیرید. این فیلمها قصهی پیچیدهای ندارند و هر زمان که بیش از حد خسته بودید، میتوانید دکمهی توقف را زده و ادامهی آنها را بعدا تماشا کنید. مثل همیشه، دهها فیلم سزاوار حضور در این فهرست بودند و احتمالا از هر کسی بپرسید که بهترین فیلمها برای تماشا در شب کدامند، آثار متفاوتی را نام میبرد.
1- شکار انسانهای سرگردان (Hunt For the Wilderpeople)
2- عمو باک (Uncle Buck)
3- تازه چه خبر دکتر؟ (What’s Up, Doc)
4- خرس کوکائینی (Cocaine Bear)
5- آستین پاورز: مرد بینالمللی رمز و راز (Austin Powers: International Man Of Mystery)
6- تغییر چهره (Face/Off)
7- تعطیلات (Vacation)
8- هواپیمای محکومین (Con Air)
9- تگ (Tag)
10- سیاهچالها و اژدهایان: شرافت دزدها (Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves)
11- همسایهی جاسوس (The Spy Next Door)
12- سلاح عریان (The Naked Gun)
13- سفر بد (Bad Trip)
14- کافه بینراهی (Road House)
15- آشپز (Chef)
1. شکار انسانهای سرگردان (Hunt For the Wilderpeople)

- سال اکران: 2016
- کارگردان: تایکا وایتیتی
- بازیگران: سم نیل، جولیان دنیسون، ریما ته ویاتا، ریچل هاوس، ریس داربی، اسکار کایتلی، استن واکر، تایکا وایتیتی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.8 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 97 از 100
«شکار انسانهای سرگردان» از آن فیلمهای ماجراجویی «حالخوبکن» است که قصهی سادهای دارد و حرفهایش در باب تنهایی، حس تعلق و مفهوم خانواده را بدون پیچیدگی میزند. ریکی بیکر (جولیان دنیسون)، پسربچهای یتیم است که پس از سالها جابهجایی در سیستم فرزندخواندگی، به یک مزرعه دورافتاده در نیوزیلند نزد زوجی میانسال، بلا (ریما ته ویاتا) و هک (سم نیل) فرستاده میشود. ریکی در کنار بلا، اندکی آرامش و محبت را تجربه میکند اما پس از مرگ او، اوضاع دوباره خراب میشود، چون اداره خدمات اجتماعی تصمیم میگیرد ریکی را به یک پرورشگاه دیگر منتقل کند.
ریکی که حاضر به پذیرش این شرایط نیست، تصمیم میگیرد خانهی هک را آتش بزند و به دل طبیعت وحشی و جنگلهای انبوه بگریزد. هک هم که چارهای ندارد، دنبالش میرود. در ادامه، این شائبه به وجود میآید که هک، ریکی را ربوده و باعث آغاز یک تعقیب و گریز گسترده میشود، اما در عین حال فرصتی برای این دو فراهم میکند تا در جریان تلاش برای بقاء در دل طبیعت، به درک متقابل برسند و به هم نزدیک شوند.
بخش زیادی از قصه در جنگل اتفاق میافتد و تنها روی دو شخصیت اصلی تمرکز دارد، بنابراین کاملا محتمل بود که «شکار انسانهای سرگردان» به یک فیلم کسلکننده و معمولی تبدیل شود اما تایکا وایتیتی به آن جادوی خاص خود را اضافه کرده است. شوخیها، دیالوگها و ریتم قصه، همگی خوب هستند و فیلم را به یک تجربهی شیرین تبدیل میکنند تا آخر شب خود را به خوبی سپری کنید.
2. عمو باک (Uncle Buck)

- سال اکران: 1989
- کارگردان: جان هیوز
- بازیگران: جان کندی، ایمی مدیگان، گرت ام.براون، جین لوئیسا کلی، مکالی کالکین، گبی هافمن، برایان تارانتینا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.1 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 62 از 100
«عمو باک» شبیه یک کمدی دمدستی به نظر میرسد و حتی میتوانید از همین زاویه به آن نگاه کنید اما مثل «شکار انسانهای سرگردان»، در بطن آن میتوان صداقت را احساس کرد و احتمالا از بهترین فیلمهای جان هیوز هم هست. قصه دربارهی مردی بیخیال به نام باک راسل (جان کندی) است که پس از درخواست اضطراری برادرش برای مراقبت از سه فرزندش -مایلز، میزی و تیا- در شرایطی غیرمنتظره وارد زندگی آنها میشود. باک که به سبک زندگی مجردی و بیبرنامهی خود عادت دارد، ناگهان خود را در میان وظایف پیچیدهی روزمرهی ادارهی یک خانه و سر و کله زدن با خواستهها و مشکلات بچهها میبینید.
روشهای عجیبی که عمو باک برای نگهداری از کودکان استفاده میکند، اغلب نتایج بامزهای دارد؛ البته او بیاحتیاط نیست و به کودکان اهمیت میدهد. او نوجوان خانواده را تشویق میکند که علاقهی اصلیاش -یعنی بازیگری- را جدیتر دنبال کند و به دختر کوچک خانواده هم آموزش میدهد که اعتمادبهنفس داشته باشد و مسئولیت اعمال خود را بپذیرد. در میان این هرجومرجها، عمو باک با مشکلات شخصی خود هم دستوپنجه نرم میکند و فیلم از پرداختن به بحرانهای درونی او غافل نمیشود؛ احساس ناکافی بودن، سردرگمی هویتی و ناتوانی در تثبیت جایگاهش در جهان بزرگسالان. نکتهی قابل توجه این است که «عمو باک» مسیر تحول را یکطرفه ترسیم نمیکند؛ این فقط باک نیست که بر کودکان تاثیر میگذارد، آنها نیز به او کمک میکنند تا به آدم بهتری تبدیل شود.
«عمو باک» در دوران اکران نقدهای چندان مثبتی دریافت نکرد و منتقدان آن را یک فیلم معمولی توصیف کردند اما با تشکر از بازی خوب جان کندی، در گیشه موفق بود و خانوادهها را مجذوب خود کرد. مکالی کالکین را هم در فیلم داریم که یک سال بعد، با «تنها در خانه» به یک کودک ستارهی محبوب تبدیل شد.
3. تازه چه خبر دکتر؟ (What’s Up, Doc)

- سال اکران: 1972
- کارگردان: پیتر باگدانوویچ
- بازیگران: باربارا استرایسند، رایان اونیل، کنت مارس، آستین پندلتن، سورل بوک، مایکل مورفی، مدلین کان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 89 از 100
پیتر باگدانوویچ یک تاریخدان عاشق سینما بود؛ کسی که فیلم میساخت تا به گذشته ادای دین کند، نه اینکه از آن فاصله بگیرد و «تازه چه خبر دکتر؟» یکی از بهترین ساختههای اوست. فیلم قصهی هاوارد بنیستر (رایان اونیل)، یک موسیقیشناس دستوپا چلفتی و سادهلوح را روایت میکند که برای شرکت در یک کنوانسیون علمی به همراه نامزد سختگیر و کنترلگر خود، به هتلی در سانفرانسیسکو میآید. در این میان، او با جودی (باربرا استرایسند)، زنی باهوش، تحصیلکرده اما بینظم و دردسرساز آشنا میشود که به طور غیرمنتظرهای شیفته هاوارد شده و تصمیم میگیرد او را همه جا همراهی کند. وضعیت زمانی به اوج آشفتگی میرسد که چهار کیف دستی مشابه که هر کدام محتویات متفاوتی دارند (یکی حاوی سنگهای قیمتی دزدیدهشده، دیگری حاوی اسناد محرمانه دولتی، سومی حاوی نمونههای سنگشناسی هاوارد و چهارمی شامل لباسهای جودی) در هتل با یکدیگر اشتباه گرفته میشوند.
«تازه چه خبر دکتر؟» در واقع برداشتی مدرن از کمدیهای اسکروبال کلاسیک است. فیلمی که دیالوگهای تند و تیز، سوءتفاهمهای پیدرپی و ریتمی دیوانهوار دارد؛. البته باگدانوویچ این شلوغی را به خوبی کنترل میکند و اجازه نمیدهد فیلم به آشفتگی کامل برسد. پیتر باگدانوویچ اینجا نشان میدهد که چگونه میتوان زبان کمدی کلاسیک را در بستر مدرن احیا کرد، بدون اینکه کهنه به نظر برسد. این رویکرد، بعدها راه را برای موجی از آثار کمدی-رمانتیک باز کرد که سعی داشتند همین فرمولها را تکرار کنند.
فیلم، نامهی عاشقانهی پیتر باگدانوویچ به کمدیهای کلاسیک دههی 30 میلادی است و ترکیب باربارا استرایسند و رایان اونیل فوقالعاده از آب در آمده؛ دو بازیگری که به لحظات کمدی «تازه چه خبر دکتر؟» رنگ و بوی متفاوتی بخشیدهاند و گویی متولد شدهاند تا نقش هاوارد و جودی را در کنار یکدیگر بازی کنند. «تازه چه خبر دکتر؟» عمیق یا پیچیده نیست، اما سرزنده و خوشانرژی است تا به یکی از بهترین فیلمها برای تماشا در شب تبدیل شود، خصوصا اگر به سینمای دهه 70 میلادی علاقه دارید.
4. خرس کوکائینی (Cocaine Bear)

- سال اکران: 2023
- کارگردان: الیزابت بنکس
- بازیگران: کری راسل، اوشی جکسون جونیور، کریستین کانوری، آلدن ارنرایک، بروکلین پرینس، ری لیوتا
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 70 از 100
ایدهی اولیهی «خرس کوکائینی» بیشتر شبیه یک شوخی اینترنتی به نظر میرسد تا یک اثر سینمایی، اما از قضا کاملا واقعی است! فیلم با الهام از یک رویداد واقعی که در دهه 80 میلادی رخ داد، ساخته شده؛ زمانی که قاچاقچیان یک بسته مواد مخدر را در جنگلهای تنسی جا گذاشتند و یک خرس سیاه تصادفا آن را مصرف و اُوردوز کرد. الیزابت بنکس این قصه را گرفته و آن را به یک کمدی سیاه خشونتآمیز تبدیل کرد.
قصهی فیلم آغازی نزدیک به داستان اصلی دارد. یک قاچاقچی مواد مخدر پس از به هم خوردن برنامهاش، بستههای کوکائین را از هواپیما بیرون میاندازد و در جنگلهای ایالت جورجیا رها میکند. یک خرس سیاه بزرگ به این محموله دسترسی پیدا کرده و مقدار زیادی از کوکائینها را میبلعد. این ماده مخدر، خرس را به یک موجودی غیرقابلمهار تبدیل میکند که حالا معتاد شده، به دنبال مواد بیشتر است و به همه حمله میکند!
فیلم آگاهانه اغراق میکند. خودش را جدی نمیگیرد، موقعیتهای بامزه میسازد و به دام تکرار نمیافتد. فیلم در گیشه رقبای قدرتمندی داشت اما با اتکا به ایدهی جالبش، مسیر خود را پیدا کرد و به فروش خوبی رسید. «خرس کوکائینی» از آن فیلمهاست که یک بار تماشا میکنید و بعد آن را از یاد میبرید، اما تجربه سرگرمکنندهای است و البته یک گزینهی ایدهآل برای تماشا در آخر شب.
5. آستین پاورز: مرد بینالمللی رمز و راز (Austin Powers: International Man Of Mystery)

- سال اکران: 1997
- کارگردان: جی روچ
- بازیگران: مایک مایرز، الیزابت هارلی، مایکل یورک، میمی راجرز، ست گرین، رابرت واگنر، کریستین اسلیتر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 73 از 100
«آستین پاورز: مرد بینالمللی رمز و راز» در واقع پارودی سری فیلمهای «جیمز باند» است اما آنقدر افراط میکند و همهچیز را به سخره میگیرد که به پدیدهای متفاوت تبدیل میشود. آستین پاورز (مایک مایرز)، جاسوسی است که از دل دهه 60 میلادی بیرون آمده و بدون هیچگونه تطبیقی، وارد دنیای مدرن شده است. همین ناهماهنگی، پایه و اساس اصلی شوخیهاست. او قرار است جذاب، کاریزماتیک و «دخترکُش» باشد، اما فیلم مدام این تصویر را زیر سوال میبرد.
قصه در همان دهه 60 میلادی آغاز میشود. دکتر ایول (که نقش آن را هم مایک مایرز بازی میکند)، تصمیم میگیرد خود را منجمد کرده و به آینده برود تا نقشههای شیطانیاش را برای نابودی جهان عملی کند، آستین نیز داوطلب میشود تا منجمد شود و منتظر بماند تا هر زمان که دکتر ایول بازگشت، او نیز بیدار شده و مانعش شود. سی سال بعد، در سال 1997 هر دو بیدار میشوند و آستین حالا باید با دکتر ایول که اکنون یک سلاح هستهای را دزدیده و قصد اخاذی از جهان را دارد، مقابله کند.
ساختهی جی روچ پر از ارجاع است. اگر با کلیشههای ژانر جاسوسی آشنا باشید، از این ابعاد فیلم لذت بیشتری خواهید برد. با این حال، حتی بدون این پیشزمینه هم فیلم کار میکند. «آستین پاورز: مرد بینالمللی رمز و راز» شاید از «جیمز باند» الهام گرفته باشد اما در سایهی آن باقی نمیماند. با این حال، فراموش نکنید که با یک فیلم مضحک روبهرو هستید که هیچچیز آن منطق ندارد؛ و گاهی یک فیلم خاطرهانگیز بیسروته، بهترین گزینه برای تماشا در شب است.
6. تغییر چهره (Face/Off)

- سال اکران: 1997
- کارگردان: جان وو
- بازیگران: جان تراولتا، نیکلاس کیج، جوآن آلن، جینا گرشان
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 92 از 100
«تغییر چهره» همان ابتدا تکلیفش را روشن میکند و به ما میگوید که قرار نیست به منطق وفادار بماند یا به واقعگرایی تکیه کند. ساختهی جان وو یک فیلم پرهیاهو است، گاهی آنقدر افراط به خرج میدهد که وارد حوزهی بیموویها (فیلمهای درجه دو) میشود اما بعد با یک چرخش ناگهانی، شمایل یک اثر شکوهمند هالیوودی را به خود میگیرد.
فیلم مطابق انتظار قصهی ساده و مضحکی دارد تا دنبال کردنش در آخر شب، برای شما که خسته هستید، آسان باشد. کاستر (نیکلاس کیج) یک تروریست و جنایتکار روانی است که فرزند کوچک مامور افبیآی، شان آرچر (جان تراولتا) را به قتل میرسد. سالها بعد، آرچر در نهایت کاستر را پیدا میکند و او در یک درگیری به کما میرود، اما پیش از بیهوشی، کاستر بمبی را در مکانی نامعلوم کار گذاشته است. برای کشف محل بمب، شان تحت یک عمل جراحی پیشرفته قرار میگیرد تا چهرهاش را با کاستر عوض کند و به جای او به زندان برود تا اطلاعات را از برادر کاستر به دست آورد.
اوضاع اما زمانی بهم میریزد که کاستر از کما خارج میشود، پزشک جراح را مجبور میکند چهرهی شان را روی صورت خود بگذارد و هویت او، زندگی شخصیاش و موقعیتش در افبیآی را تصاحب میکند. بخش عمدهای از جذابیت فیلم، به بازیها برمیگردد. جان تراولتا و نیکلاس کیج عمل نقشهای یکدیگر را بازی میکنند، و بهتر از این نمیتوانستند باشند. علاوه بر این، فیلم امضاهای جان وو را هم دارد، سکانسهای اسلوموشن، پرواز کبوترها و درگیریهای طولانی. بنابراین با فیلمی غربی روبهرو هستیم که در سینمای شرق ریشه دارد.
7. تعطیلات (Vacation)

- سال اکران: 1983
- کارگردان: هارولد ریمیس
- بازیگران: چوی چیس، بورلی دی آنجلو، ایموجین کوکا، رندی کواید
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 93 از 100
هارولد ریمیس از آن فیلمسازهای خلاقی بود که کمدی را جدی میگرفت؛ نه به این معنا که آن را پیچیده کند، او همیشه دقیقا میدانست خنده از کجا میآید. او از فیلمنامهی جان هیوز که مبتنی بر شوخیهای فیزیکی است، اثری فراموشنشدنی ساخت که اصلا خلق شده تا آخر شب خوبی را برای شما رقم بزند. قصه دربارهی خانواده گریزوالد است که تصمیم میگیرند برای یک تعطیلات تابستانی از شیکاگو به کالیفرنیا سفر کنند. کلارک (چوی چیس)، پدر خانواده، با وجود تمام هشدارهای منطقی، مصمم است که این سفر طولانی را به تجربهای رویایی و بینقص برای همسرش اِلن و فرزندانش، راس و آدری، تبدیل کند.
اما از همان آغاز مسیر، زنجیرهای از اتفاقات غیرمنتظره، فاجعهبار و مضحک رخ میدهد که برنامههای آنها را به هم میریزد؛ از گم شدن در مناطق خطرناک شهری و خراب شدن ماشین تا اضافه شدن عمه ادنای غرغرو و سگ پیرش به سفر که شرایط را برای کلارک از کنترل خارج میکند. «تعطیلات» بهجای تکیه بر یک ایده واحد، روی زنجیرهای از اتفاقات غیرمنتظره بنا شده است. سفر جادهای، اینجا فقط یک بستر است؛ بهانهای برای اینکه خانوادهای معمولی، قدمبهقدم وارد موقعیتهایی شوند که از کنترل خارج میشوند. لحن فیلم هم تعارف ندارد؛ گستاخ است، گاهی اغراقآمیز، و کاملا آگاه از اینکه قرار نیست واقعگرایانه باشد.
موفقیت فیلم، طبیعی بود. «تعطیلات» به خوبی با مخاطب ارتباط برقرار کرد و چند دنباله هم برایش ساخته شد که همگی پیرامون سفر بودند، اما نتوانستند تعادل نسخهی اول را تکرار کنند. با این حال، جایگاه فیلم اصلی محفوظ است، چون کلیشهها و فرمولهای جوابپسداده را میگیرد و آن را دقیق اجرا میکند. «تعطیلات» یکی از بهترین فیلمها برای تماشا در شب است و احتمالا شما را وادار میکند تا بنشینید و خاطرات بامزهی سفرهای خانوادگی خودتان را مرور کنید.
8. هواپیمای محکومین (Con Air)

- سال اکران: 1997
- کارگردان: سایمون وست
- بازیگران: نیکلاس کیج، جان کیوسک، جان مالکوویچ، استیو بوشمی
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.9 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 55 از 100
«هواپیمای محکومین» احمقانه اما بامزه و سرگرمکننده است؛ فیلمی که گویی سازندگانش حالت طبیعی نداشتهاند و هر چه به ذهنشان رسیده را به فیلمنامهی آن اضافه کردهاند؛ یک هواپیما پر از خلافکار، یک قهرمان ناخواسته، یک شرور کاریزماتیک، و مجموعهای از موقعیتهای ابزورد که با هیچ متر و معیاری، نمیتوان توجیهشان کرد.
فیلم داستان کامرون پو (نیکلاس کیج)، یک تکاور سابق ارتش را روایت میکند که پس از دفاع از همسرش در برابر اراذل و اوباش و قتل غیرعمد یکی از آنها، به هشت سال زندان محکوم میشود. پس از پایان دوران حبس، او در حالی که مشتاق است به خانه برگردد و همسر و دخترش را ملاقات کند، سوار بر یک هواپیمای ویژه انتقال زندانیان خطرناک میشود. اما طبق معمول، اوضاع خراب میشود، زیرا گروهی از جنایتکاران به رهبری سایرس گریسام (جان مالکوویچ) موفق میشوند هواپیما را در میان پرواز ربوده و کنترل آن را به دست گیرند. کامرون پو که به دلیل رفتار خوب در آستانه آزادی است، تصمیم میگیرد برای محافظت از جان یک مامور پلیس مخفی و جلوگیری از فرار زندانیان، در هواپیما بماند و پنهانی با مامور فدرال، وینس لارکین (جان کیوزاک) همکاری کند تا جلوی سایرس را بگیرد.
ساختهی سایمون وست یکی از بهترین فیلمها برای تماشا در شب است، چون قوانین را نمیشکند، بلکه نادیده میگیرد! فیزیک، منطق، و حتی گاهی پیوستگی روایت، همگی در خدمت ایجاد لحظههای هیجانانگیز کنار گذاشته میشوند. طبیعی است که چنین رویکردی چندان به مذاق منتقدان خوش نیاید، اما فیلم برای آنها ساخته نشده، برای مخاطبانی ساخته شده که میخواهند درهای مغزشان را برای دو ساعت ببندد و به چیزی فکر نکنند.
9. تگ (Tag)

- سال اکران: 2018
- کارگردان: جف تامسیک
- بازیگران: اد هلمز، جیک جانسون، آنابل والیس، رشیدا جونز، هانیبال بورس، جان هم، آیلا فیشر، جرمی رنر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 56 از 100
قصهی «تگ» درباره پنج دوست صمیمی و قدیمی است که از دوران کودکی، بازی «گرگم به هوا» را به مدت سی سال ادامه دادهاند و هر سال در ماه مه، فارغ از دغدغههای شغلی و جایگاه اجتماعی، با تمام توان به دنبال هم میدوند تا برچسب «گرگ بودن» را به دیگری منتقل کنند.
جری (جرمی رنر) تنها عضو گروه است که در طول این سه دهه هرگز لمس نشده است و رکورد شکستناپذیریاش باعث شده که چهار دوست دیگر برای شکست دادن او همپیمان شوند. با توجه به اینکه جری قصد دارد پس از اتمام بازی امسال و به خاطر ازدواجش بازنشسته شود، دوستانش این موقعیت را آخرین فرصت خود میبینند و با برنامهریزیهای پیچیده سعی میکنند طلسم شکستناپذیری او را بشکنند.
ایدهی فیلم در نگاه اول مضحک به نظر میرسد اما بر اساس یک داستان واقعی ساخته شده که روزنامهی والاستریت جورنال در مقالهای مفصل به آن پرداخت. در این مقاله آمده است که این دوستان، گاهی یک ماه از زندگی خود را صرف بازی تگ میکردند و اهمیتی نداشت کجا هستند یا باید چه کارهای مهمی انجام دهند، آنها همهچیز را کنار میگذاشتند. در تیتراژ پایانی فیلم میتوانید مونتاژی از این آدمهای واقعی را تماشا کنید.
10. سیاهچالها و اژدهایان: شرافت دزدها (Dungeons & Dragons: Honor Among Thieves)

- کارگردان: جاناتان گلداستاین
- بازیگران: کریس پاین، میشل رودریگز، رگی-ژان پیج، جاستیس اسمیث، سوفیا لیلیس، هیو گرانت، کلوئی کلمن
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 91 از 100
اقتباس از مجموعه «سیاهچالها و اژدهایان» هرگز آسان نبوده و معمولا به نتایج خوبی ختم نشده اما «شرافت دزدها» یک استثنا است. قصه دربارهی مردی به نام اجین (کریس پاین) است که پس از به قتل رسیدن همسرش، وارد حوزهی جرم و جنایت شد؛ او به دنبال یک شیء جادویی است که طبق افسانهها میتواند همسرش را به زندگی بازگرداند اما نقشههایش درست اجرایی نمیشوند و به دام میافتد تا دخترش کیرا (کلوئی کلمن)، نزد یکی از همکاران سابق کلاهبردارش، فورج فیتزویلیام (هیو گرانت) بزرگ شود. فیتزویلیام که با کمک دستهای پشتپرده به پادشاه شهر تبدیل شده، کیرا را شستشوی مغزی کرده است تا از پدرش نفرت پیدا کند.
کیرا که حالا 14 ساله شده و در کنار فیتزویلیام زندگی میکند، از پدرش متنفر است زیرا باور دارد که او را تنها گذاشته است. اجین اما نمیتواند چنین چیزی را بپذیرد و میخواهد به دخترش ثابت کند که فیتزویلیام دروغ میگوید و البته بتواند راه احیای همسرش را هم پیدا کند. او در این مسیر، یک گروه سارق جدید راهاندازی و دوستان تازهای پیدا میکند.
«سیاهچالها و اژدهایان: شرافت دزدها» یک فیلم شبانهی تمامعیار است که همهی اعضای خانواده با هر سن و سالی میتوانند از تماشای آن لذت ببرند، البته بزرگسالان از شوخیهای دوپهلو و هوشمندانهی آن استقبال بیشتری خواهند کرد. فیلم ضعفهایی هم دارد اما آنچه این کاستیها را تا حد زیادی جبران میکند، همان «حس بازی» است که در سراسر فیلم جریان دارد.
11. همسایهی جاسوس (The Spy Next Door)

- سال اکران: 2010
- کارگردان: برایان لوانت
- بازیگران: جکی چان، آمبر والتا، بیلی ری سایرس، جرج لوپز، ماگنوس اسچوینگ، مادلین کارول
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 5.4 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 12 از 100
تقریبا همهی آثار کمدی-خانوادگی جکی چان را میتوان در فهرست بهترین فیلمها برای تماشا در شب قرار داد. «همسایهی جاسوس» درباره باب هو (جکی چان) است، یک مامور مخفی که برای سازمان اطلاعاتی چین کار میکند و تصمیم گرفته برای ازدواج با زن همسایه، جیلان، از دنیای جاسوسی بازنشسته شود و زندگی آرامی را آغاز کند.
اما چالش اصلی باب نه در مبارزه با تبهکاران، بلکه در جلب اعتماد سه فرزند جیلان است که رابطهی خوبی با او ندارند و او را فردی معمولی و خستهکننده میبینند. زمانی که جیلان برای کاری اضطراری ناچار به ترک شهر میشود، باب داوطلب میشود تا از بچهها مراقبت کند، اما وقتی یکی از بچهها به اشتباه یک فایل محرمانه و فوقسری را از کامپیوتر باب دانلود میکند، یک گروه از تروریستهای خطرناک روسی به رهبری پولدارک برای بازپسگیری اطلاعات راهی خانه آنها میشوند.
جکی چان همیشه نشان داده که در خلق کمدی اسلپ استیک استعداد ویژهای دارد. او که معمولا اجازه نمیدهد بدلکارها جایگزین وی شوند و سختترین حرکات را شخصا اجرا میکند، در «همسایهی جاسوس» هم بار دیگر مهارتهای خود را به رخ میکشد. طنز فیلم ناشی از رویارویی قهرمان قصه با خلافکاران کمعقلی است که حملاتشان مطابق نقشه پیش نمیرود و هر بار یک بلای تازه بر سر آنها نازل میشود. «همسایهی جاسوس» حرف تازهای برای گفتن ندارد و فیلمی معمولی است اما چند سکانس مبارزهی خلاقانه در آن به چشم میخورد
12. سلاح عریان (The Naked Gun)

- سال اکران: 2025
- کارگردان: اکویا شوفر
- بازیگران: لیام نیسون، پاملا اندرسون، پال والتر هاوزر، کوین دورند، دنی هوستون، لیزا کوشی، کودی رودز، سی.سی.اچ. پاوندر
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 88 از 100
ساخت نسخهی جدید یکی از محبوبترین مجموعههای کمدی کلاسیک دههی 80 و 90 میلادی کار آسانی نبود اما اکویا شوفر دقیقا میدانست چگونه «سلاح عریان» را برای قرن بیست و یکم احیا کند، بدون آنکه جادوی آن از دست برود. در این نسخه، لیام نیسون نقش فرانک دربین جونیور، پسر کارآگاه دستوپاچلفتی و افسانهای، فرانک دربین بزرگ را بازی میکند.
دربین جونیور که درست به اندازهی پدرش در حل پروندهها فاجعه است، وارد ماجرای جنایی پیچیدهای در لسآنجلس مدرن میشود که با تکنولوژیهای جدید و توطئههای امروزی گره خورده است. در کنار نیسون، پاملا اندرسون را هم داریم که اینجا غافلگیرکننده ظاهر شده و نقشآفرینی قابل قبولی دارد.
از موقعیتهای اسلپاستیک که این روزها کمتر در آثار هالیوودی میبینیم، شوخیهای بصری کوچکی که در پسزمینه اتفاق میافتند، تا جوکهای متعدد درباره سریالهای قدیمی و به دلایل نامشخص، یک آدم برفی عصبانی و انتقامجو، «سلاح عریان» لحظهای شوخی کردن را رها نمیکند. با موفقیت این فیلم در گیشه، احتمالا باید منتظر دنبالهاش هم باشیم.
13. سفر بد (Bad Trip)

- سال اکران: 2021
- کارگردان: کیتائو ساکورایی
- بازیگران: اریک آندره، لیل رل هاوری، تیفانی هدیش، میکلا کونلین
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.5 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 80 از 100
«سفر بد» با دیگر فیلمهای این مقاله تفاوت واضحی دارد؛ اثری که در سبک دوربین مخفی ساخته شده و یادآور آثاری مثل «بورات» و مجموعهی «کلهخر» است. فیلم ماجرای دو دوست صمیمی، کریس (اریک آندره) و باد (لیل رل هاوری) را روایت میکند؛ دو شخصیت بهظاهر معمولی که تصمیم میگیرند سفری جادهای پرماجرا و بینهایت عجیبوغریب را در سراسر آمریکا آغاز کنند.
آنچه این سفر را متفاوت میکند، ترکیب داستانی از پیش نوشتهشده با واکنشهای واقعی مردمی است که هیچ اطلاعی از فیلمبرداری ندارند. کریس و باد در طول مسیر وارد موقعیتهایی میشوند که مملو از شوخیهای آنارشیستی، شیطنتهای غیرقابلپیشبینی و هرجومرج کمدی است. در همین حین، تریانا (تیفانی هدیش) -خواهر خشن و بیرحم باد- نیز به دنبال آنهاست و آشوب بیشتری به پا میکند.
بخش مهمی از جذابیت «سفر بد» در این است که به جای استفاده از بازیگران مکمل یا موقعیتهای کاملا ساختگی، از واکنشهای بیپرده و واقعی مردم بهره میبرد. همین برخوردهاست که فیلم را زنده، پرانرژی و غیرقابلپیشبینی میکند. تماشاگر در هر صحنه مطمئن نیست که شوخی بعدی چگونه پیش خواهد رفت و مردم چگونه واکنش نشان خواهند داد.
14. کافه بینراهی (Road House)

- سال اکران: 2025
- کارگردان: داگ لیمان
- بازیگران: جیک جیلنهال، دانیلا ملچیور، بیلی مگنوسن، جسیکا ویلیامز، ژواکیم دی آلمیدا، کانر مکگرگور
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 6.2 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 40 از 100
«کافه بینراهی» درباره دالتون (جیک جیلنهال)، مبارز سابق یوافسی با گذشتهای تاریک است که بادیگارد یک کلوپ شبانه در فلوریدا کیز میشود، و ناخواسته در مرکز نقشههای یک سرمایهدار بانفوذ به نام بن برانت (بیلی مگنوسن) قرار میگیرد.
مهارت داگ لیمان در خلق سکانسهای اکشن نقطه قوت اصلی فیلم است. مبارزات تنبهتن با دقت و وسواس طراحی شدهاند و حس واقعی ضربه و درد را منتقل میکنند. استفاده از زوایای خلاقانه دوربین و ریتم سریع، این صحنهها را برای طرفداران اکشن تماشایی کرده است.«کافه بینراهی» اگر به کلیشههای ژانر اکشن کمتر تکیه میکرد، میتوانست به اثر بهتری تبدیل شود. با وجود این، بازسازی قابلقبولی است که با سکانسهای اکشن خوب، ضعف داستان و شخصیتپردازی را جبران میکند.
15. آشپز (Chef)

- سال اکران: 2014
- کارگردان: جان فاورو
- بازیگران: جان فاورو، جان لگویزمائو، بابی کاناوله، اسکارلت جوهانسون، سوفیا ورگارا، اولیور پلات، رابرت داونی جونیور
- امتیاز کاربران IMDb به فیلم: 7.3 از 10
- امتیاز راتن تومیتوز به فیلم: 87 از 100
و در نهایت، این مقاله را با یک فیلم دلنشین مهجور به پایان میبریم. «آشپز» یک پروژهی شخصی برای جان فاورو (کارگردان «مرد آهنی 1») بود. پس از شکست تجاری « کابویها و بیگانگان» (2011)، او تصمیم گرفت یک فیلم مستقل بسازد و «آشپز» به یکی از بهترین آثار او تبدیل شد. ماجراها پیرامون سرآشپز یک رستوران مجلل در لسآنجلس اتفاق میافتد که خلاقیتش زیر سایهی دستورات مالک رستوران سرکوب شده است.
پس از درگیری لفظی با صاحب رستوران، کارل (جان فاورو) استعفا میدهد. او در زندگی شخصیاش هم وضعیت خوبی ندارد؛ از همسر سابقش جدا شده و با پسر کوچکش، پرسی، رابطهی نزدیکی ندارد. بنابراین تصمیم میگیرد برای بازگرداندن اشتیاق خود به آشپزی راهی میامی شود. آنجا، کارل یک کامیون حمل غذای قدیمی را بازسازی کرده و به همراه دوست صمیمیاش و پسرش، سفری جادهای را در سراسر کشور آغاز میکند تا با فروش ساندویچهای اصیل کوبایی، بار دیگر لذت غذا درست کردن را بچشد.
منبع: دیجیکالا مگ
نوشته بهترین فیلمها برای تماشا در شب؛ از «خرس کوکائینی» تا «سفر بد» اولین بار در دیجیکالا مگ. پدیدار شد.

0 نظرات