در حال بارگذاری
در حال بارگذاری

داستان‌های شگفت‌انگیز سفر در زمان در متون باستانی؛ از مهابهاراتا تا نسخه‌های پنهان انجیل

داستان‌های سفر در زمان، پدیده‌ای شگفت‌انگیز که هزاران سال پیش از پیدایش ژانر علمی تخیلی در ادبیات باستانی ریشه دوانده است. این روایات که مفاهیم پیچیده‌ای چون انبساط زمان را دربر می‌گیرند، در متونی چون مهابهاراتا و نسخه‌های کمتر شناخته‌شده انجیل به چشم می‌خورند و کنجکاوی بسیاری را برمی‌انگیزند. در متون باستانی و داستان‌های کهن، ...

داستان‌های سفر در زمان، پدیده‌ای شگفت‌انگیز که هزاران سال پیش از پیدایش ژانر علمی تخیلی در ادبیات باستانی ریشه دوانده است. این روایات که مفاهیم پیچیده‌ای چون انبساط زمان را دربر می‌گیرند، در متونی چون مهابهاراتا و نسخه‌های کمتر شناخته‌شده انجیل به چشم می‌خورند و کنجکاوی بسیاری را برمی‌انگیزند.

در متون باستانی و داستان‌های کهن، مفهوم سفر در زمان و انبساط آن، سال‌ها پیش از آن که فیلم‌های علمی تخیلی آن را به جریان اصلی بیاورند، حضور پررنگی داشته است. این روایت‌ها غالبا در افسانه‌هایی یافت می‌شوند که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان پیرو آن‌ها هستند و موجودات خارق‌العاده‌ای با قابلیت‌های جادویی را نیز شامل می‌شوند.

انبساط زمان در حماسه مهابهاراتا

یکی از بارزترین نمونه‌های سفر در زمان، در حماسه سانسکریت مهابهاراتا از هند باستان (حدود ۴۰۰ سال پیش از میلاد) یافت می‌شود. این داستان درباره پادشاه کاکودمی است که به همراه دخترش، رواتی، برای یافتن همسری مناسب برای او، به بعد دیگری سفر می‌کند؛ جایی که برهما، خدای آفرینش، ساکن است.

پادشاه و دخترش در کمال شگفتی دریافتند که در طول دیدار کوتاه آن‌ها با برهما، هزاران سال در زمین سپری شده است. با بازگشت به زمین، متوجه شدند که تمام کسانی که می‌شناخته‌اند، مدت‌ها پیش از دنیا رفته‌اند.

رازهای پنهان انجیل: داستان ابیملک و سفر در زمان

داستان دیگری درباره انبساط زمان در نسخه‌ای از انجیل که توسط کلیسای ارتودوکس اتیوپی به رسمیت شناخته شده است، وجود دارد. این روایت که در کتاب ۴ باروخ (یا «بقیه کلمات باروخ») آمده، از بیشتر انجیل‌های رایج حذف شده است. اریک فون دنیکن، نظریه‌پرداز فضانوردان باستانی، در برنامه‌ای تلویزیونی به این داستان اشاره کرده بود.

بر اساس این روایت، نبی ارمیا به ابیملک جوان دستور می‌دهد تا برایشان انجیر تازه از تپه‌ای در بیرون اورشلیم بیاورد. ابیملک پس از جمع‌آوری انجیر، در سایه درختی به استراحت می‌نشیند و به خواب می‌رود. او به مدت ۶۶ سال در خواب عمیقی فرو می‌رود و پس از بیدار شدن، متوجه می‌شود که شهر کاملا تغییر کرده و هیچ‌کس را نمی‌شناسد. در نهایت، پیرمردی به او توضیح می‌دهد که ارمیا و مردم اورشلیم ۶۶ سال پیش توسط نبوکدنصر به بابل به اسارت گرفته شده‌اند. این داستان شباهت زیادی به فولکلور مشهور «ریپ ون وینکل» دارد.

دلیل حذف این داستان از انجیل‌های اصلی، بحث‌برانگیز است. محققان کتاب مقدس آن را اثری «پودواپیگرافی» (جعلی) می‌دانند و در مورد نویسنده آن و زمان نگارش اختلاف‌نظر دارند. برخی نیز معتقدند که این داستان به دلیل شباهت به افسانه‌ها و اساطیر باستانی، از نسخه‌های رسمی حذف شده است.

عقاب جادویی و بازگشت از مرگ

اما داستان ابیملک در کتاب ۴ باروخ به همین‌جا ختم نمی‌شود و شگفت‌انگیزتر می‌شود. نویسنده‌ای به نام جیسون کولاویتو به ادامه ماجرا اشاره می‌کند: یک عقاب جادویی و سخنگو، انجیرها را به بابل می‌برد. این انجیرها قدرت ماورایی برای احیای مردگان پیدا می‌کنند. در ادامه داستان، ارمیا می‌میرد و دوباره زنده می‌شود. این عقاب به‌عنوان پیام‌رسان خدا عمل کرده و باروخ (منشی ارمیا) را پس از بیدار شدن ابیملک، ملاقات می‌کند. عقاب نامه‌ای از باروخ و مقداری انجیر را به ارمیا می‌رساند و در مراسم تشییع جنازه‌ای بر روی یک جسد فرود می‌آید و آن را زنده می‌کند.

بیشتر بخوانید

این ماجرا که پایان تبعید بنی‌اسرائیل و معجزه‌ای از رستاخیز را نشان می‌دهد، با وجود اهمیتش، کمتر شنیده شده و اطلاعات اندکی درباره آن به‌صورت آنلاین موجود است، گویی هرگز وجود نداشته است. با این حال، کتاب باروخ که بخشی از آپوکریفا (به معنای «پنهان») است، در عهد عتیق انجیل‌های کاتولیک جای گرفته است.

Sina Farahi

برچسب ها:

0 نظرات

ارسال نظرات

آخرین نظرات